تبليغاتX
گلبرگ
تبریک

دیشب سالگرد ازدواج مامان و بابام بود.خیلی خوش گذشت،ما اینجا فامیل نداریم اما دوستای زیادی داریم.هر سال مامانیم و باباجونم فیلم جشن عروسی خودشان را که در ایران بوده می گذارندو برای من تعریف می کنند.خیلی دلم می خواست خاله هام ،دایی هام،عموهام،عمه هام و پدر بزرگ و مادر بزرگام حداقل یه بار شب سالگرد ازدواج مامان و باباجونم اینجا بودندو یه جشن مفصلی می گرفتیم.اما تو این چند سال فقط فیلمشان را می بینیم.دلم برای همشون تنگ شده...اما از طرف همه به مامان مریم و بابا علی جونم تبریک میگم و می بوسمشون 

+ نوشته شده توسط گلبرگ در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 1:40 |
تولد بابا جونم

  دیروز روزتولد باباجونم بود.من خیلی بابا جون و دوست دارم .همیشه با من بازی میکنه.برام خوردنیهای خوشمزه ،و اسباب بازیهای مختلف میخره،باباجونم تولدت یه عالمه مبارک ،من خیلی خوشحالم که بابابیی من هستین...دوستت دارم..من یک هفته است که کلاسهای باله ام شروع شده وخیلی لذت میبرم.بزودی عکسهای باله ام را میزارم در وبلاگم.  

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط گلبرگ در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 16:18 |
دوستی

 چند روزه که هوای تورنتو گرم شده اما خیلی خوبه چون با مامانیم و خال خالی می تونیم پیاده روی کنیم. تو این هوای گرم من اصلا میل به غذا ندارم.فقط دوست دارم میوه وبستنی بخورم ، نقاشی بکشم وفیلم ببینم.من چند تا دوست ایرانی دارم.مریم مجابی که نقاشی های زیبایی می کشد وهیوا کوچولو که خیلی با نمک هست.و سپند مجابی که در ایران نیست و فکر کنم دختر عموی مریم مجابی است.آدرس مریم ،سپند و هیوا را من لینک کردم.و وبلاگشون را هر روز می بینم.خیلی خوبه که می شه از این طریق اتفاقاتی که برای هر کدام از ما در سنین کودکی پیش می یاد و خاطراتمون با عکسهایی که یادگاری از این روزها هستند را ببینیم.هر کدام از ما در مکانهای مختلف کره زمین هستیم اما با یک آسمان آبی که بالای سرماست...

+ نوشته شده توسط گلبرگ در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 17:56 |
فردا

خیلی دلم می خواد بدونم فردا که می رسد وبزرگ که شدم مثل پدر و مادرم،این روزهای خوب کودکیم یادم می آید یا نه؟؟؟

+ نوشته شده توسط گلبرگ در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:21 |
دختر عمو ملیلا و من

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این دختر کوچولوی بانمک دختر عمو مرتضی من هست .اسمش ملیلا  است. پارسال از آمریکا اومده بودند پیش ما. ملیلا در نشو یل آمریکا متولد شده و یه کوچو لو از من بزرگتره ،اینجا آبشار نیاگاراست.ملیلا هم تو کالسکه من جا خوش کرده.من خیلی دوستش دارم ما دو تا هم به زبان فارسی و هم به زبان انگلیسی با هم حرف می زدیم. پدر ملیلا ایرانی  هست اما مامانش ایرانی نیست برعکس من که پدر و مامانم هردو ایرانی هستند.  خلاصه اون موقع که اومده بودند کانادا حسابی بازی کردیم.دلم براش تنگ شده،یه عالمه...

+ نوشته شده توسط گلبرگ در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:52 |
نقاشی هیوا

 من یه دوست ایرانی هم سن و سال خودم پیدا کردم.امروز هیوا کوچولو اومده بود روزنامه خاله ام.وقتی وبلاگم و دید یه نقاشی برای من کشید که برام فرستاده.این نقاشی هیوا دوست من در ایران هست .هیوا 5 سالش هست و کلاس زبان و نقاشی میره.این نقاشی یک عروس و داماد با یک خورشیده  که هیوا برام فرستاده.اون شیره که بغلش هست اسمش لیونه.من از هیوا ممنونم که برام نقاشی فرستاده.

+ نوشته شده توسط گلبرگ در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:3 |
مامانی تولدت مبارک

امروز ۲۴ آپریل یعنی ۵ اردیبهشت ماه روز تولد مامانی مریمه .مامانی مریم تولدت یه عالمه مبارک.من خیلی خوشحالم که تو مامان خوب من هستی.همیشه خوب و سلامت و شاد باشی...اینم یه کیک تولد از طرف وبلاگ گلبرگ برای مامانیم...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط گلبرگ در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:40 |
اینم خال خالی

 پارسال من با مامانم رفته بودم ایران .اینجا خونه مامان بزرگم(مامان مرضیه) و بابا بزرگم (بابا صادق )هست.عروسکای من خیلی زیاد بود .اول گذاشتمشون روی میز نهار خوری،اما خاله مژگانم نگذاشت اونجا بمونند،آخه قرار بود عروس بشه و زیاد مهمون بیاد،بعد بابا صادقم اونارو آورد گذاشت تو شومینه.میخواستم خال خالی و نشونتون بدم،همونی که اون پایین نشسته و عینک دودی زده ،من خیلی دوستش دارم، آخه خاله ندا تهران که بودیم خیلی خوب صداشو در میآورد و دوست من و خالم بود.

+ نوشته شده توسط گلبرگ در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:34 |
چرا؟

من امروز ناراحتم.قرار بود یه اتفاقهای خوبی پیش بیاد ،اما نشد!!!. من دلم برای خالم خیلی تنگ شده...

+ نوشته شده توسط گلبرگ در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 18:34 |
سلام به آفتاب

سلام به آفتاب،آنهم آفتاب روزاي سرد كانادا كه خيلي مزه مي ده...

+ نوشته شده توسط گلبرگ در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 19:47 |